دوباره سونوگرافی
سلام دخترم ببخشید که زیاد وبلاگت رو آپ نمیکنم پایان هفت ماهگیت و شروع هشت ماهگیت مبارک البته با تاخیر امروز برا هشت صبح وقت سنو داشتیم البته قرار بود چهاردهم بریم که نتونستیم وقت پیدا کنیم برا همین جمعه عصر با بابایی رفتیم کلی گشتیم از اونجا شب رفتیم خونه مامانی شب هم اونجا موندیمچون مطب نزدیک خونشون بود ولی شب و نتونستم اصلا بخوابم تو هم همش میچرخیدی تا صبح هشت صبح صبحونه خوردیم رفتیم مطب که دکتر هم کلی دیر کرد موقع سنو خواب بودی دکتر گفت دستت رو گذاشته بودی زیر صورتت رو شیکم خوابیده بودی دقیقا مثل بابات فقط یه لحظه پا شدی نگاه کردی از نیم رخ بازم خوابیدی خدارو شکر همه چیزت نرمال بود وزنت هم 13...
نویسنده :
مامان سحر
14:33


